تبلیغات
صدای زیبای خدا - حکایت های گلستان سعدی 2
صدای زیبای خدا

ملک زاده ای را شنیدم که کوتاه بود و حقیر برادرانش بلند و خوب روی. باری3 ،پدر به بکراهت4 و استحقار 5 درو نظر می کرد. پسر بفراست6 و استبصار بجای آورد و گفت :  « ای پدر کوتاه خردمند به که نادان بلند، نه هر چه بقامت مهمتر بقیمت بهتر.»
آن 8شنیدی که لاغری دانا
گفت باری به ابلهی فربه
اسب تازی9 و گر ضعیف بود
همچنین10 از طویله ی11 خر به
پدر بخندید و ارکان دولت12 بپسندیدند و برادران به  جان برنجیدند.
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
هر بیشه گمان مبر خالیست
باشد که پلنگ خفته باشد
شنیدم که ملک را در آن قرب13 دشمنی صعب14 روی نهاد ، چون لشگر از هر دو طرف روی در هم آوردند اول کسی که به میدان درآمد این پسر بود و گفت:
« آن نه من باشم که روز جنگ بینی پشت من
آن منم گر در میان خاک و خون بینی سری
کانکه15 جنگ آرد16 ، به جان خویش بازی می کند
روز میدان و آنکه بگریزد به خون لشگری »
این بگفت و برسپاه دشمن زد ، چند مردان کاری17 بیانداخت، چون پیش پدر آمد زمین خدمت ببوسید18 و گفت :
« ای که شخص19 منت حقیر نمود
تا20 درشتی21 هنر 22نپنداری
اسب لاغر میان به کار آید
روز میدان23 نه گاو پرواری24 »
آورده اند که سپاه دشمن بسیار و اینان اندک ، جماعتی آهنگ گریز کردند، پس نعره زد25 و گفت :« ای مردان بکوشید یا جامه زنان بپوشید » سواران را بگفتند او تهور26 زیاد گشت و بیک بار حمله بردند. شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر27 یافتند.
ملک سرو چشمش ببوسید و در کنار گرفت و هر روز نظر 28بیش کرد تا ولیعهد خویش کرد. برادران حسد بردند و زهر در طعامش کردند . خواهرش از غرفه29 بدید دریچه برهم زد.
پسر دریافت و دست از طعام بازکشید و گفت محالست اگر هنرمند بمیرد که بی هنر جای او بگیرد .
کس نیاید به زیر سایه بوم30
ورهمای31 از جهان شود معدوم32
پدر را از این حال آگهی دادند و برادرانش بخواند و گوشمالی به واجب33 بداد پس هر یک را از اطراف بلاد34 حصه ای35 معین کرد. تا فتنه بنشست و نزاع برخاست که ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجد36.
نیم نانی گرخورد مرد خدا
بذل درویشان کند نیمی دگر
ملک اقلیمی بگیرد پادشاه
همچنان37 در بند اقلیمی دگر

1.شاهزاده
2.خرد
3.خلاصه
4.نفرت، ناپسندی
5.خوار شمردن
6.تیزفهمی
7.بینا دلی
8.آن سخن
9.اسب شکار
10.به یقین
11.اسطبل
12.بزرگان وسران دولت
13.نزدیک
14.صعوبت، سختی
15.زیرا آن کس که
16.جنگ کند
17.جنگی
18.تعظیم و نهایت چاکری وبندگی
19.تن و بدن
20.زنهار
21.تنومندی
22.فضیلت
23.روز جنگ
24.فربه شده
25.فریاد ،بانگ
26.با بی باکی پرداختن
27.پیروزی
28.توجه
29.بالاخانه
30.جغد
31.نام پرنده ای که به فرخندگی مشهور است
32.نابود
33.لازم
34.شهرهای دورتر یا شهرهای مرزی
35.دادن، بخشیدن
36.جا نگیرد
37.هنوز



فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها
اَبر برچسبها